نزدیک شدن به تاریخی‌ترین روز در تقویم من

یکم دیماه در تقویم من (محمدمهدی) با ارزش‌ترین و مقدس‌ترین روز در هر سال هست.

داریم لحظه‌ به لحظه‌ به زادروز تولد زیباترین؛ جذاب‌ترین؛ باصفا‌ترین و بامعرفت‌ترین آدم زندگیم نزدیک می‌شیم.

زیبای من، غزل جذاب و قشنگم؛ تو قشنگ‌ترین دختر جهانی؛ زادروزت پیشاپیش مبارک عزیزترینم

۱۸ًآذر

به وقت ۱۸اذر سال ۱۳۹۴

به وقت ۱۸اذر ۱۳۹۵..

به وقت ۱۸اذر ۱۳۹۶...

به وقت ۱۸اذر ۱۳۹۷...

به وقت ۱۸اذر ۱۳۹۸..

به وقت ۱۸آذر ۱۳۹۹..

به وقت ۱۸ آذر ۱۴۰۰

به وقت ۱۸ آذر ۱۴۰۱.

به وقت ۱۸ آذر ۱۴۰۲

به وقت۱۸ آذر ۱۴۰۳

و ....

لعنت به دنیایی که همیشه مردا برنده ان..

نشد..

امید به آینده

پنجشنبه 15 آذرماه روز خیلی قشنگی رو با غزلناز ساختیم.

هنوزم به چشم من دختر آرزوهام هست و من باید تلاش کنم تا بتونم دلش رو به دست بیارم و راضیش کنم دوباره بپذیره که همسرم باشه. این روزهایی که گذشت برای جفتمون جهنم بود. حقیقتا میدونم برای غزل که یک دختر همه چی تموم و زیبا و باهوش و مستقل هست خیلی خیلی سخت‌تر گذشته. توو این روزهایی که هیچ کسی کمکمون نکرد؛ بازم دست معجزه‌گر عشق ما رو کنار هم نشوند و حال خوبمون به هم گره خورد. بارها هم بهش گفتم که هیچ کسی جز خودمون نمی‌تونه حال دلمون رو خوب کنه. میدونین من آدم خاصی نیستم؛ ولی دارم تلاش میکنم خاص‌ترین آدم برای غزل باشم. نمیدونم چقدر زمان ببره؛ نمیدونم کی دلش راضی بشه و آرامش پیدا کنه؛ ولی اول از همه دلم میخواد تمام تلاشم رو بکنم تا حال غزل خوب و عالی بشه؛ حس درونش آرامش رو کامل دریافت کنه و بعدش هر تصمیمی که بگیره من می‌پذیرم. چون این‌بار من ازش خواهش میکنم. من ازش خواهش میکنم که منو بپذیره و اجازه بده همسرش باشم.

ولی در نهایت چیزی که آرزو می‌کنم اینه که خوشبخت بشه و این خوشبختی هرجوری که هست؛ امیدوارم که من هم داخلش باشم. اگر چه داشتن غزل لیاقت میخواد و من باید این لیاقت رو به دست بیارم

مثل همیشه که بهت میگم؛ امیدوارم که آخر این قصه جفتمون بخندیم و یکیمون گریون نباشه.

غزلنازم؛ عشق قشنگم؛ تو رفیق روزهای جوانی و خاطره‌ساز تمام لحظات قشنگم هستی. امیدوارم که بهم برگردی.

دوستت دارم عزیزترین موجود زندگیم و دختر آرزوهام. تا ابد آرزومی حتی اگر روزی در آغوشت بگیرم و همسرم باشی؛ بازم آرزوی من خواهی موند.

بازگشت بعد از 96 روز

بعد از 16 تیر و 26 مرداد و آخر 6 شهریور که دیگه وبلاگ برای 96 روز برای یکیمون بود؛ بازم شد دوتایی

امیدوارم که خدا خودش بهترین‌ها رو برای همه‌ی عاشق‌ها رقم بزنه و تهش جوری باشه که هر دو بخندن نه یکی خندون باشه و یکی گریون.

خیلی روزهای سختی هنوز داره میگذره. ولی از من به شماها نصیحت اگر کسی رو دوستش دارین؛ برای داشتنش بجنگین؛ دنیا رو به هم بریزین؛ آتیش به پا کنین؛ ولی از دستش ندین. دوست داشتن این روزها خیلی سخت دیگه پیدا میشه.

مراقب همدیگه باشین خصوصا به پسرها میگم؛ خیلی زیاد مراقب اونی که دوستش دارین باشین.

ارادتمند همه‌ی عزیزان

محمد