میدونی درد کجاست؟

امروز داشتم تمام جاهایی که برای مراسم های خودم پیدا کرده بودم رو به همکارم که ۲۹ شهریور جشن نامزدیشه معرفی میکردم😁

دردش میدونی چی بود؟

انگار یه چاقوی خیلی طویل رو داغ کردن،میکنن توو قلبت میچرخونن اونم نه یه بار چندین بار هعی میچرخونن و هعی میبینی داره خون میاد اما میخندی😂

اخه به ادمها گفتی دیگه حالت خوبه...آخه به همه گفتی دیگه همه چیز رو فراموش کردم...

نه راستش ..نمیشه!

دارم درد میکشم..هر لحظه و هر ثانیه....همه اش میگم چرا خدا واسه من نخواست؟

به کی‌ توو زندگیم بد کردم؟

کی توو زندگیش منو نفرین کرد؟

نه من تا عمرم برقراره ۲۹ شهریور و ۱۵ شهریور یادم نمیره...

من تا عمر دارم روز بله برون یادم نمیره

من حسرت به دل موندم

فردا قرار بود عقدمون باشه

۱۵ شهریور

امروز بلاک شدم!

هنوزم نمیفهمه چهجوری با دروغاش به گند کشیده همه چیو!!!

هنوزم نمیفهمه!هنوزم نمیفهمه با وجودم چیکار کرده..

هنوزم از تمام دنیا فقط تا نوک بینیش رو میبینه!

فقطم فکر میکنه خودش درسته و هیچ کس جز اون درست نیست

واقعا نمیفهمه!؟

۲۸صفر

۲۸ صفر...

قرار بود نذری بدیم توو خونه خودمون...

توو همون فیوچر لعنتی..

نحس…

خودم وخودم...