نحس…
بدترین روزها میگذره..
روزهایی که خیلیاش اینجا ثبت شده و امید و ارزو و رویا رو میشه با بندبند وجود درش حس کرد،خیالی بیش نبود...
من بدبخترین دختر دنیا بودم و خودم هیچ وقت خبر نداشتم..
با بدبختی ۱۰ سال طول کشید..
من هیچ وقت خونه قشنگی نداشتم
من هیچ وقت پینک فیوچر نداشتم
من اصلا عروس نشدم
دلم خیلییییی پره ولی هیچ کس نمیشنوه چی میگم حتی خدا
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 0:31 توسط غزاله و محمدمهدی
|